|
سهشنبه ٢٩ اسفند ،۱۳۸٥
سال نو مبارك!

سال نو مبارك ! اومدم اينجا رو هم خونه تكوني كنم . سفره هفت سين بچينم و سال نو رو تبريك بگم. اينم از اون كاراست كه ترك نميشه. اين وبلاگ رو تو اولين روزهاي سال ۸۳ شروع كرديم و حالا داره ۳ ساله ميشه. همه اونهايي كه در اين مدت باهاشون آشنا شديم رو دوست داريم و با آرزوي موفقيت و سالي خوش .اميدوارم ايام به كامتون باشه. هفت سین
سمنو:سمبل ثروت برکت و فراوانی
سیر:سمبل گیاهان شفا بخش و طبی
سنجد:سمبل عشق
سیب:سمبل زیبایی و سلامتی
سماق:سمبل رنگ طلوع خورشید
سرکه:سمبل صبر و گذر عمر و سن سال
گل سنبل:سمبل فرا رسیدن بهار
سکه:سمبل دارائی و مالکیت
شیرینی:سمبل زندگی شیرین و شاد
شمع:سمبل روشن فکری و شادی و نور
ایینه:سمبل بازتاب خلقت و افرینش در اولین روز بهار
تخم مرغ رنگی:سمبل باروری و حاصل خیزی
تنگ ماهی قرمز:سمبل زنده بودن و حیات
و نارنج غلطان در ظرف اب:سمبل گردش زمین در کهکشان به دور خودش و به دور خورشید
قران و حافظ هم که روشن است
پيام هاي ديگران ()
دوشنبه ٢٧ آذر ،۱۳۸٥
اينخا متروکه نيست ! چی ميل داريد ؟
بله اينجا خانه متروك و بي صاحب نيست ! من او هستيم !هنوز عاشقيم . و از زندگي اي كه با چنگ و دنون ، سختي و تلاشي بي وقفه شكل داديم. روز به روز شاد تر و مفتخر تريم . اين را نوشتم كه فقط همين را بگويم . حرف زيادي براي گفتن ندارم . چرا همين چند جمله خود مي تواند طوماري طويل باشد براي كساني كه مي دانند. و اين چند جمله را از سوزان پوليس شوتز به عشقم تقديم مي كنم . و به همه كساني كه مي دانند : بدان كه مي فهمم هيچ چيز در زندگي پرارزش تر از عشق تو نيست و من در اوج خوشبختي ام، چون در كنار تو هستم از تو متشكرم و دوستت دارم ! ! لطفا بگید اینجا انتظار دارید چطور پذیرایی شوید . مرسی ! دختر مهربون
پيام هاي ديگران ()
یکشنبه ۱٩ آذر ،۱۳۸٥
اينجا متروکه نيست !چی ميل داريد ؟
پنجشنبه ٢٧ مهر ،۱۳۸٥
خدايا به خاطر پائيز ازت ممنونم
خدايا به خاطر پائيز ازت ممنونم ! ديونه وار اين فصل را دوست دارم ! باران را دوست دارم وقتي صورتم را تر مي كند و مي گويد كه تو هنوز عزيزي ، دوستت دارم و هنوز ارزش نوازش منو داري ! نوازشي آسماني ... و بوي خاك باران خورده را دوست دارم ! خيلي زياد و هميشه منو به اين فكر مي ندازد كه چرا همه از استنشاق اين بو بي اختيار مي شوند و نفس عميق مي كشند و خيلي لذت مي برند . شايد چون سرشت ما از خاك است و اين بو برايمان خيلي آشنا است !!!!!! برگهاي پائيزي ، نسيمي دلنواز و جان بخش وقتي از كوچه ها مي گذري تو را هدايت مي كند و اين صحنه مرا در جا نگه مي دارد دلم مي خواهد همانجا بمانم و زمان ديگر به جلو نرود .... ... خدايا چقدر پائيز را دوست دارم ! نمي دونم چرا نمي دونم هر فصلي زيبايي هايي دارد ولي پائيز مرا از خود بي خود مي كند . شايد براي اينكه من در پائيز عاشق شدم . من در اين فصل عشق را شناختم لمسش كردم و انقدر خاطرات عشقولانه دارم كه حتي نسيم هم مي تواند مرا هوايي كند . و ذهنم را با خود به هر جا كه بخواهد ببرد . خدايا باز ازت به خاطر اين فصل نازنين ممنونم . دوستاي مهربونم كه هيچ كدومتون رو نديدم ولي دوستون دارم از اينكه اينجا رو با اينكه خيلي كم بهش ميرسم و گردو خاك همه جا رو برداشته ولي باز فراموشش نمي كنيد ممنونم ! خيلي ممنونم ! و ازتون مي خوام كه پاييز را بهتر ببينيد عميق تر وبدونيد كه بهترين فصل براي عاشق شدن است . اين رو با همه اعتقادم و ايمانم مي گم .باور كنيد . نظر شما چيه ؟
پيام هاي ديگران ()
سهشنبه ٢٩ فروردین ،۱۳۸٥
سلام يدوباره به خاطر بهاری دوباره
سلام !
به همه اونهايی که در محبت کم نمی آورند و در هر شرايطی با تو هستند . و در اين مواقع هست که انسان می توند دوست واقعی خود را در ميان اين همه دوست نماها پيدا کند .
سال نو تون مبارک !
نمی دونم چی منو واداشت که دوباره بنويسم . شايد باز هم از سر دلتنگی !!! شايد اينجا آخرين جايی است که وقتی از همه نااميد می شی می آيی و بهش پناه می آری !کمی حرف می زنی از دلت می گی بی پروا برای خالی شدن ! سبک می شی و می ری ! در اين مدت اتفاقات زيادی افتاده خوب و بد !مثب خيلی از زندگی ها ! شايد هم مثل همه زندگی ها ! ولی حالا که يک سال از ازدواجمون ميگذرد خيلی بيشتر همديگر را شناختيم و حالا مشکلات کمتری داريم .
...
از خودمون بگذريم امروزنيامدم که از خودمون بنويسم اومدم از دوستامون تشکر کنم . از محبتشون و اينکه ما رو تنها نگذاشتن !
مرسی دوستان خوبم !
مرجان
پيام هاي ديگران ()
یکشنبه ٦ آذر ،۱۳۸٤
سلام !
اومدم که باهمتون خداحافظی کنم . نمی دونم اسم اين کار چی هست :کم آورد؛بی انگيزه شدن ؛ حرفی برای گفتن نداشتن و ....
ولی هر چی که می خواهيد اسمش را بگذاريد . ولی از اينکه برم ناز همه رو بکشم که بياین جون مادرتون وبلاگ منو بخونيد خسته شدم . اصلا اين کار چه معنی ای ميده !
از اين حرفهای عشقولانه هم خسته شدم .
خلاصه کنم ديگه خوبی بدی از ما ديدن ما رو حلال کنيد برای همتون آرزوی خوشبختی می کنم که يه جوری به خير و خوشی اين زندگی رو تحمل کنيد . اگر اتفاق مهمی بيافته شايد بيام و براتون بگم . خب ما را به خير و شما را به سلامت و بهتون تبريک می گم که يکی از ليست وبلاگ گرديتون کم ميشه ! لينک ما رو هم پاک کنيد که مردم تو ذوقشون نخوره خدای ناکرده بيان اينجا !
ما از اون گروه افرادی هستيم که فقط يک چيزی رو خيلی می خواستيم و وقتی بهش رسيديم مونديم خب حالا بايد چی کار کنيم هنوز که نمی دونيم و سر در گميم ولی تصميم داريم پيدا کنيم که حالا بايد دنبال چی بگرديم هر وقت پيدا کرديم می آييم خبرتون می کنيم!!!
به اميد اون روز
خدانگهدار
مرجان (دختر مهربان سابق)
پيام هاي ديگران ()
سهشنبه ۱٩ مهر ،۱۳۸٤
ماه مبارک بر شما مبارک
سلام به دوستان گلم !يک سال ديگر سپری شد و اين شانس را داشتيم که يک ماه رمضان ديگر را تجربه کنيم . اميدوارم که همه ما اين لياقت را دريافت کنيم که قدر اين لحظات را بدانيم و اين توفيق را داشته باشيم که شکر نعمتهايش را به جا اوريم و پاک و عافيت از درگاهش اين ماه را پشت سر بگذاريم . می خواهم در اين ماهی که درهای رحمتش باز است دعا کنم با همه وجودم : خدای مهربونم !تو را به حق اين ماه عزيز تو را به قران مقدست :ما را از رحمتت بی نسيب نگردان ! و ما را به راه راست هدايت کن راه کسانی را به ما نشان بده که به انها نعمت داده ای نه راه گمراهان ! خدايا تو را به عزيزانت قسم ما را در مسيری قرار بده که بندگان خوبت را قرار می دهی و می خواهی که راه راست را پيدا کنن ! خدايا عشق واقعی را به همه جوانان ما نشان بده و دوست دشتن محبت را در دل همه قرار بده و وکينه و دشمنی را از دلهای ما محو کن! خدايا دنيا را از اين وضعی که هست نجات بده و خونريزی و جنگ و عداوت را خودت با ظهور اقا امام زمان پايان بخش ! خدايا سلامتی به هم مسلمانان خوب کشورمان عنايت بخش و ما را از بيماری های مهلک در امان دار ! خدايا ما را پاک کن و بعد خاک کن ! خدايا هر آنچه که صلاح ما در آن است : تحمل پذيرشش را نيز به ما عنايت فرما ! آمين نماز و روزه همه شما عزيزان قبول درگاه حق از خونه دو عاشق هميشگی
پيام هاي ديگران ()
پنجشنبه ۳ شهریور ،۱۳۸٤
در يک روز گرم تابستانی مينويسم!
روزهايی که نويد تمام شدن تابستان را می دهد ! روزهايی که من عاشقش هستم در راهند و چيزی به آمدنشان نمانده است !پائيز دوست داشتنی من !روزهای آرام و خنک و بادهايی که هر از گاهی می وزد و تو را به خود می آورد . اين فصل عجيب برای من عزيز هست . اکثر اتفاقات مهم زندگی ام در پائيز رخ داده است .
الان که به قوب بعضی ها اين ور پل و آن ور ازدواج ايستاده ام و با کسی ازدواج کردم که خيلی می خواستمش و او نيز !جايی که خيلی ها ارزويش را دارند و شب و روز برای به دست آوردنش دعا می کنند و تلاش !
من استاده ام و به وزش باد فکر می کنم که در موهايم تکان می خورد و گويی می خواهد مرا به خود آورد !شما می دانيد که من کجا ايستاده ام ؟
شما می دانيد چه کسی را واقعادوست داريد ؟
راستی از کجا اينقدر مطمئن هستيد که کسی را که انتخاب کرديد هميشه همان جور می ماند ؟
از کجا مطمئن هستيد همه چيز به همين قشنگی خواهد ماند ؟ و با اسرار آن را چون بچه ای که از پدرش عروسکی را می خواهد و پا به زمين می کوبد می خواهيد !؟؟؟ !!!!
راستی تا کنون به اين موضوع فکر کرديد که چرا بين اين همه ادمی که در دنيا وجود دارد شما عاشق اولين کسی می شويد که به شما محبت می کند !؟يا اولين کسی که در دانشگاه می بينيد ؟ و فکر می کنيد که خدا او را درمسير را ه شما قرارا داده است !؟
راستی چقدر جدی به اين ها فکر کرديد ؟؟؟؟
من از خودم نمی گويم که در اين زمينه فقط خيلی شانس آوردم ولی همه اينگونه شانس نمی آورند !؟ بهتر است خيلی جدی تر به اين مسائل نگاه کنيم و همه چيز را با هم قاطی نکنيم .
دختر مهربون
پيام هاي ديگران ()
دوشنبه ٢٤ امرداد ،۱۳۸٤
باران رحمت !
بازم مثل اکثر اوغات سلام !
خيلی خسته هستم ولی اميدوار ! ولی راضی ! کاری سخت دارم ولی خيلی دوستش دارم .
از باران ديشب بگويم که حس می کنم که روحم تازه شده است . انقدر لذت بردم که بی خوابی شبانه منو اذيت نکرده است . واقعا چگونه بايد اين نعمت خدا را قدر دانست !خدايا به خاطر رحمتت و موحبتی که به ما داری ممنونم !
پيام هاي ديگران ()
سهشنبه ٤ امرداد ،۱۳۸٤
روز زن
روز زن
تولد حضرت زهرا (س) بر همه دوست داران حضرتش مبارک. روز زن هم بر همه خانوم ها خصوصاً خانومی عزيز و دوست داشتنی خودم مبارک. مناسبت هايی اين چنين فرصتی ست مغتنم که به خاطر همه خوبی ها و محبت ها قدردانی کنيم هر چند که بايد هر روز مان چنين باشد.
به نقل از وبلاگ شيدا:
يك پسر كوچك از مادرش پرسيد:چرا گريه ميكني؟ مادرش به او گفت : زيرا من يك زن هستم. پسر بچه گفت : من نمي فهمم. مادرش او را در آغوش گرفت و گفت:تو هيچ گاه نخواهي فهميد! بعدها پسر كوچك از پدرش پرسيد:چرا مادر بي دليل گريه ميكند؟ پدرش تنها توانست به او بگويد:تمام زنها براي هيچ گريه ميكنند. پسر كوچك بزرگ شدو به يك مرد تبديل گشت. ولي هنوز نمي دانست كه چرا زنها بي دليل گريه ميكنند. بلاخره سوالش را براي خداوند مطرح كرد و مطمئن بود كه خدا جواب را ميداند. او از خدا پرسيد:خدايا چرا زنها به آساني گريه مي كنند؟ خدا گفت زماني كه زن را آفريدم ميخواستم كه او موجود بخصوصي باشد . بنابراين شانه هاي او را آنقدرقوي آفريدم تا بار همه دنيا را به دوش بكشد و همچنين شانه هايش آنقدر نرم باشد كه به بقيه آرامش دهد. من به او يك نيروي دروني قوي دادم تا توانايي تحمل زايمان بچه هايش را داشته باشد و وقتي آنها بزرگ شدند توانايي تحمل بي اعتنايي آنها را نيز داشته باشد.به او توانايي دادم كه در جايي كه همه از جلو رفتن نا اميد شده انداو تسليم نشود و همچنان پيش برود. به او توانايي نگهداري از خانواده اش را دادم حتي زماني كه مريض يا پير شده است ، بدون اينكه شكايتي بكند.به او عشقي داده ام كه در هر شرايطي بچه هايش را عاشقانه دوست داشته باشد حتي اگر انها به او آسيبي برسانند. به او توانايي دادم كه شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصيرات او بگذرد و هميشه تلاش كند تا جايي در قلب شوهرش داشته باشد. به او اين شعور را داده ام كه درك كند يك شوهر خوب هرگز به همسرش آسيب نمي رساند اما گاهي اوقات توانايي همسرش را آزمايش ميكند . و به او اين توانايي را دادم كه تمامي اين مشكلات را حل كرده و با وفاداري كامل در كنار شوهرش باقي بماند. و در اخر به او اشك هايي دادم كه بريزد. اين اشك ها فقط مال اوست و تنها براي استفاده اوست در هر زماني كه به آنها نياز داشته باشد.او به هيچ دليلي نياز ندارد تا توضيح دهد چرا اشك ميريزد. خدا گفت :حالا مي بيني كه زيبايي يك زن در لباسهايي كه مي پوشد نيست در ظاهر او نيست .در شيوه آرايش موهايش نيست بلكه زيبايي يك زن در چشمانش نهفته است .زيرا چشمهاي او دريچه روح اوست و در قلب او جايي كه عشق او به ديگران در آن قرار دارد.
پيام هاي ديگران ()
|